تبليغاتX
ققنوس


ققنوس

سوخت و از سوختن دوباره زنده گشت......مرغی نادر وتنها که می سوزذ واز خاکستر آن ققنوسی دیگر پدید میاید

کلمه نزد خدا بود


در آغاز هيچ نبود و کلمه بود و کلمه نزد خدا بود.خداوند اما کلمه هايش را به آدمی بخشيد و جهان پر از کلمه شد.

و من با همان يک کلمه است که می بينم و راه می روم و نفس می کشم.با همان يک کلمه عشق می ورزم و زندگی می کنم........


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 14:6 توسط ره گم كرده & سیمرغ|

الهی! خانه كجا و صاحب خانه كجا؟


طائف آن كجا و عارف این كجا؟


آن سفر جسمانی است و این روحانی.


آن برای دولتمند است و این برای درویش. 


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 11:57 توسط ره گم كرده & سیمرغ|

کو در غم ایام نشیند دلتنگ         می خور تو در آبگینه با ناله چنگ
  

آنکه را اسرار حق آموختند

مهر کردند ودهانش دوختند


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391ساعت 15:14 توسط ره گم كرده & سیمرغ|

مرحوم ملا احمد نراقی مى‏گويد:

من مدتى را به حال سلوك و رياضت و اعراض از خلق گذراندم؛

بعد از مدتى حالتى به من دست داد كه اين اشعار را حاكى

از زبان حالم قرار دادم:


عمريست كه اندر طلب دوست دويديم /

‏هم ميكده هم مدرسه هم صومعه ديديم‏

با هيچ كس از دوست نديديم نشانى /

‏از هيچ كسى هم خبر او نشنيديم‏

پس كنج خرابى، ز عالم بگزيديم / ‏

تنها دل و افسرده و نوميد خزيديم‏....


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 15:15 توسط ره گم كرده & سیمرغ|

الذین قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لکم


فاخشوهم فزادهم ایمانا وقالوا


حسبنا الله ونعم الوکیل


سوره آل عمران - آیه 173

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت 14:58 توسط ره گم كرده & سیمرغ|

 ای آفتاب حسن‌ ٬ برون آ ٬ دمی ز ابر

 کان چهره مشعشع تا بانم آرزوست

 بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز

 باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 12:5 توسط ره گم كرده & سیمرغ|

با چراغ گرد شهر.....

از ديو و دد ملول بود و با چراغ، گرد شهر مي گشت. در جست و جوي انسان بود.

گفتند: نگرد كه آنچه ما گشته ايم . آن چه مي جويي يافت نمي شود.

گفت: مي گردم، زيرا گشتن از يافتن، زيباتر است.

.
ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 9:3 توسط ره گم كرده & سیمرغ|

در ستايش خرد


خرد بـهـتر از هر چـه ايزد بداد
سـتايش خرد را بـه از راه داد

خرد رهـنـماي و خرد دلگـشاي
خرد دسـت گيرد بـه هر دو سراي






ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 16:8 توسط ره گم كرده & سیمرغ|

 

حافظ خلوت نشین دوش به میخانه شد
ازسر پیمان گذشت ، برسر پیمانه شد

منزل حافظ کنون بارگه کبریاست
دلبردلدار رفت، جان بر جانانه شد


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 14:42 توسط ره گم كرده & سیمرغ|

ما رخـت خـود بـه گوشـه عزلت کشیده ایم || دست از پیاله، پـای ز صحبـت کشیده ایم

مـشـکـل بــه تــازیـانـه مـحـشـر روان شـود || پـایی کـه ما بـه دامن عـزلت کـشـیده ایم



ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 12:21 توسط ره گم كرده & سیمرغ|


آخرين مطالب
» برای دوست
» الهی! خانه كجا و صاحب خانه كجا؟
» به یاد حکیم عمر خیام
» برای دوست...
» یاد خدا...
» آن که یافت می نشود ٫ آنم آرزوست
» برای دوست
» به یاد فردوسی...
» منزل سیمرغ کنون بارگه کبریاست
» براي دوست عزلت نشين...
Design By : Pichak